1386/8/22 04:43
مجله هفتگی مسیحیان
| X Close | ||
|
|
|
سوژه روحانی روز
در یکی از روزهای سال 1513 ( میکل آنژ ) نقاش و مجسمه ساز ، آرشتکت و شاعر بزرگ ایتالیا در قرن پانزدهم ، قطعة بزرگی از سنگ مرمر را به شهر رُم آورد ؛ در مقابل کنجکاوی آرشتکت ؛ پاپ جولیوس دوم و سایر مردم ؛ میکل آنژ دستی بر سنگ کشید و گفت { این موسی است که از کوه سینا پائین آمد و خشم خداوند در چشمان او دیده می شود } به او گفتند : این قطعه سنگی بیش نیست ؛ میکل آنژ در پاسخ گفت { موسی زنده در این سنگ خوابیده است ؛ خداوند او را در میان آن قرار داده است فقط باید خاک و سنگ های اضافی را کنار زد تا او آزاد شود و بیرون بیاید } . آنگاه با ابزار مجسمه سازی خود شروع به تراشیدنِ سنگ کرد ؛ تراشید و تراشید ؛ سه سالِ بعد در پایان 1516 ، مجسمة زیبای موسی از درون آن بیرون آمد که جزء شاهکار های هنری می باشد . اکنون این مجسمه به ارتفاع یکصد اینچ بر روی مقبرة پاپ جولیوس دوم در کلیسای حضرت پطرس در زنجیر ها در شهر رُم قرار دارد . هنگامی که توریست در مقابل آن می ایستد و به آن خیره می شود ؛ چنان محو زیبایی و شکوه آن می شود که به هیچ وجه نمی خواهد آن را ترک کند و از آن دور شود . به نظر من هیچ عکس و یا فیلمی قادر نیست زیبایی و ابهت آن را آنطوری که هست توصیف نماید . یکی از مفسرین هنری می گوید : سنگ مرمر سختی خود را در دستهای میکل آنژ از دست می دهد و نرم می شود ؛ در دستهای هنرمند و پر قدرت خداوند ، ما همانند آن سنگ مرمر می باشیم که به تدریج سختی خود را از دست می دهیم و نرم می شویم.خداوند می خواهد از درون این سنگ از ما شخصیتی به مراتب زیباتر ؛ باشکوه تر از موسی بسازد ما را به شباهت پسرش عیسی مسیح در آورد . کلام خداوند می فرماید { زیرا آنانی که از قبل شناخت ، ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند. رومیان 29 : 8 } ولی در این رَوَند باید ما را بتراشد و خاک و شن و سنگ های اضافی را از ما دور کند . خداوند برای این کار ابزار مخصوص خود دارد و سختیها و مشکلات جزئی از آن ابزار می باشند اگر آن سنگ مرمر احساس و زبان داشت با هر ضربة چکشِ میکل آنژ یک آه بلند می کشید . ما آن احساس و زبان را داریم بنابراین آه های بلند می کشیم ؛ آه کشیدن و فریاد های ناشی از درد اشکالی ندارد ؛ خداوند از این بابت دلگیر نمی شود احساس و زبان را او خود به ما بخشیده است ولی می خواهد که ما بر این حقیقت واقف باشیم که در دستهای هنرمند او قرار گرفته ایم اگر او در کار خود مهارت دارد می داند که با ما چکار دارد می کند . کلام خداوند می فرماید { .... او عمل نیکو را در شما شروع کرد ، آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید . فلیپیان 6 :1 } ما کار نیکوی خداوند را عیسی مسیح بر روی صلیب و نجاتی را که توسط او برایمان فراهم نموده است در بخشش حیات جاودانی می بینیم ؛ ولی این کار ِ نیکو به همین جا ختم نمی شود ، کار نجات فقط یک آغاز می باشد پس از آن خداوند روی روان و شخصیت ما کار می کند و این عمل نیکو را آنقدر ادامه خواهد داد تا روزی که ما را به شباهت عیسی مسیح در آورد . آری نتیجة کار خداوند در ما یک شاهکار زیبا و جاودانی خواهد شد اگر چه در این روند درد ، رنج ، سختی ، بیماری و طوفان های متعدد و گوناگون وجود داشته باشد ولی راه های خداوند عجیب می باشد و ما غالباً از بسیاری از کارهای او سر در نمی آوریم و پاسخ بسیاری از سئولات خود را دریافت نمی کنیم در نتیجه گاهی از او دلگیر و حتی نا امید می شویم ولی باید در ایمان به او اعتماد کنیم .ما لحظه های موجود را می بینیم ولی خداوند آیندة ما را می بیند در این روند هنری خداوند ؛ ما سنگ مرمر را می بینیم ولی خداوند شاهکار تمام شده را می بیند ؛ ما چند تکة رنگ را می بینیم ولی خداوند تابلو و نقاشی تمام شده را می بیند ؛ ما قطعات کوچک یک پازول را ولی خداوند تصویر ساخته شدة آن را می بیند ؛ ما توده ای آجر و چوب و آهن را ولی خداوند عمارت زیبا و مجلل را می بیند ؛ ما نت های پراکندة چند آکورد شکستة موسیقی می شنویم که برایمان نا مفهوم می باشند ولی خداوند سنفونی با شکوهی را که با هارمونی های زیبا تنظیم شده و در نهایت استادی نواخته شده است می شنود . به همین دلیل ما اتفاقات و لحظات ناگوار زمان حال را دوست نداریم و کلمه می بینیم در حالیکه خداوند نتیجة تمام شده را می بیند و لذت می برد . مهم اینست که ما در اعتماد به او باقی بمانیم چون روزی خواهد رسید که ما نیز در آینده شاهکار خدا را هم در خود و هم در دیگران خواهیم دیده لذت خواهیم برد .
|
فرزند خواندگی ع م
|
|
|
|
شما نور و نمک حهان هستید ع=مهر
دربا ره ايمان و ايمان به خدا مطالب زيادی نوشته وگفته شده و تعاريف مختلفی برای ان عنوان شده که جامع وموثر ميباشند وهر کدام انهابرای تقويت وبنای ايمان وزندگی مسيحی لازم وضروری هستندچگونه مي شود به خدا ايمان اورد وواعمال عجيب اورا باور نمود ولی درباره عملکرد و وعده های خدا را در مورد خود شک نمود ؟ کلام خدا درانجيل متی باب پنجم از قول مسيح شما را نمک جهان ونور عالم ميداند ايا حقيقتا باور نموده ايد که شما باعث دلگرمی حتی شيربنی وروشنائی اين جهان هستيد شايد اين ايه را درزمانی که همه به شما گوش ميکنند ويا از شما تعريف ميکنند شيرين ودلگرم کننده هست ولی در زمانی که همه چيز برعليه شما است درشما هيج وجدی ايجاد نميکند فهميدن ايمان به خدا اينست که کليه وعده های خدارا در مورد خود درک کنيم وبدانيم که همه انها درباره ما وبرای ما است به شکست هاوصعف های خود نگاه نکنيد چون ايمان ما به مسيح باعث وجود نمک ونور در ما مي شود اگر احساس مي کنيم که قوت وروشنائی خود را از دست داده ايم مي توانم دروباره شروع کنيم وبا ايمانی تازه ودرنتيجه نور وطعم تازه ای دريافت خواهيم کرد خداوندا می دانيم که مسئوليت ما دراين دنيا اينست که جا تورا پر کنيم بنابراين احتياج ما اينست که واقعا بفهميم که ما نمک ونور جهان هستيم
|
|
|
|
|
روز را با چه چیزی آغاز می کنید ؟ شاید در ابتدای صبح با انبوه ای از برنامه ها و کارهای انجام نشده روبرو هستید و شاید ترس و نگرانی خاص برای ادامة روز دارید و از طرفی دیگر بخشی از مسئولیت و حوادث روز های گذشته ذهن شما را مشغول نموده است بهر حال بطور یقین با کمبود وقت روبرو هستید ولی سئوالی که می توان مطرح نمود این است که با این وضعیت می توا ن بقیة روز را ادامه داد و یک مسیحی پیروزمند باقی ماند ؟ بی شک جواب این سئوال منفی خواهد بود پس چه باید کرد ؟ اولین گام اینست که بگذارید کلام خدا به دولتمندی در شما ساکن شود کولسیان ( 16:3) و مسیح که آفتاب عدالت است بر شما طلوع کند ملاکی ( 2:4 ) و این میسر نخواهد بود جز اینکه رازگاهان خود را احیاء کنیم ، رازگاهان عبارت است از وقت خلوتی که روزانه در نظر می گیریم تا با خداوند تنها باشیم و بوسیلة دعا و مطالعة کلام او را بهتر بشناسیم ، رازگاهان وقت مشخصی ندارد ولی بهتر است در ابتدای صبح باشد . ای خدا تو خدای من هستی در سحر ترا خواهم طلبید ، جان من تشنة تو است و جسدم مشتاق تو ، در زمین خشک بی آب ، مزمور (63:1 ) کلام خدا به کرات این نکته را یادآوری می کند که مردان خدا همگی صبح زود برمی خواستند تا به ملاقات خدا رفته و فرمان هایش را لبیک بگویند ، پیدایش (27:19 ) ، خروج ( 16:8 و 13:9 و 4:24 ) ، یوشع (1:3 و12:6 ) در مورد عیسی، کلام خدا می گوید ( که بامدادان قبل از صبح برخاسته و بیرون رفت و به ویرانه ای رسید در آنجا به دعا مشغول شده ، مرقس 31:5 ) مسیحیان زندگی روزانة خود را با خداوند شروع می کنند و با پشتوانة این ارتباط بقیة روز را با او ادامه می دهند و در شامگاهان نیز باز ارتباط دیگری برقرار می شود که به مجموع آنها رازگاهان می گویند قطعاً نتیجة این امر به یک زندگی پیروزمندانة مسیحی منتهی می شود . باید اضافه کرد که فرمول خاص و مشخصی در این رابطه وجود ندارد می توان از تجربیات افراد مختلف در این رابطه استفاده کرد ، شما اگر در رابطه با رازگاهان تجربیات و برکات مخصوصی داشته اید می توانید در قسمت (پیام های دیگران ) منعکس نمائید خوشحال می شویم که در این دادو ستد روحانی همدیگر را بنا نمایم چرا که ما معتقدیم خداوند با همة ایمانداران صحبت می کند
|
خنده خنده خنده ع مهر
واچمن ني خادم و نويسندة چيني کتابي دارد بنام «زندگي نرمال مسيحي »که به اکثر زبانهاي دنيا ترجمه شده ولي هنوز اين کتاب به زبان فارسی منتشر نشده است در اين کتاب زندگي نرمال و طبيعي يک ايماندار به مسيح را از زواياي روحاني و کلام خدا مورد بررسي قرار مي دهد؛که چگونه مي شود يک زندگي نرمال و طبيعي را در مسيح آغاز نمود و در اين روند ادامه داد.البته سوژة مورد نظر مطلبي نيست که در آن کتاب درج شده باشد ولي اساساَاين سوژه مي تواند در زندگی ما نقش بسزايي ايفا نمايد، سؤال اينست : چه مدت است که واقعاٌ از ته دل نخند يد يد؟آ يا هميشه بر حسب تصاد ف و يا بر حسب برکتهايي که دريافت مي کنيد ، مي خند يد ؟شايد اکثر شما آيه شانزده باب ششم انجيل متي را از بر هستيد« امّا چون روزه داريد مانند رياکاران ترشرو مباشيد زيراکه صورت خويش را تغيير مي دهند . آيا نقل قول معروف پولس در فيليپيان ، شاد باشيد باز هم شاد باشيد را به ياد مي آوريد .گاهي ما فکر مي کنيم که زندگي با مسيح توام با قيافه اي جدي و بسته است . بياد يک عارف ژاپني بنام هوتي ميافتو از محبوبترين چهره عرفاني ژاپن است ، مشهور است که هوتي در طول زندگي عارفانه خويش حتي يک کلمه هم بزبان نياورد و از زماني که خود را شناخت شروع به خند يد ن کرد و هر گاه کسي از او مي پرسيد چرا مي خند ي ؟ او در جواب بيشتر مي خند يد . هوتي در حاليکه فقط ميخند يد دهکده ها و شهر ها را يکي پس ديگر ي پشت سر مي گذاشت . مردم دور او جمع مي شد ند و او همچنان مي خند يد .... به تدريج خند ه او به ديگران هم سرايت و اشخاص حاضر يکي پس از ديگري به خند ه مي افتادند در نهايت همه مي خند يد ند ولي نمي دانستند چرا ؟ به خود مي گفتند مسخره است اين مرد خل و چل است اصلا" ما چرا مي خند يم ؟ به اين ترتيب هوتي همه دهکده ها و شهر را يکي پس از ديگري پشت سر مي گذاشت و به شهر ي که ميرسيد آنجا از سرشار از خنده و شادي مي ساخت . او مدت چهل و پنج سال تنها يک کار انجام مي داد و آ ن هم خند يد ن بود جالب است که در ژاپن از هيچ کس را به اندازة ، هوتي با عزت و احترام ياد نمي کنند ، در هر خانه اي مجسمه اي از هوتي وجود دارد و کار او خند يد ن و خنداند ن بود، از عمق معنوي ريشه مي گرفت . شايد فکر ميکنيد که خند يد ن و خند ا ند ن به معني تمسخر و نيشخند به ديگران است تصو ير براين نيست که در مقابل عمليات يک دلقک، به خند ه وادار شويم بلکه غرض اينستکه در تمام لحظات در برابر اعمال عجيب خداوند، در زندگي خودت و ديگران شاد باشيم نميتوان شاد بود ولي بر روي صورت خنده و لبخند نمايان نشود .وقتي شما از زندگي ايماني خود يک تراژدي مي سازيد در واقع آن را مفتضح کرده ايد . در آن وضعيت حتي وقتي مي خنديد يد در واقع نمي خند يد بلکه تظاهر مي کنيد و حتي اين تظاهر را به زور نمايان مي سازيد . خند ة شما از قلبتان سر چشمه نمي گيرد ، از ته دل نيست اين خنده از هستة وجود شما به بيرون نمي تراود بلکه تنها رنگ و پر سشي است که نما ي بيروني را مي پوشاند و شما به دلايلي مي خند يد که هيچ ربطي به خنده نداردتنها دلیل شادی ما اینست که مسیحی هستیم شاید میلیونها مسیحی را غمگین میبینید ولی تعریف مسبحی این است که با مسیح زندگی میکند ایا شما که مسیحی هستید با مسیح زندگی میکنید؟ صدا خنده درونتان را شنیدم. چون با او زندگی میکنیم از فردا ترسی نداریم پس خوشی کوچک امروز یرای ما بسیار بزرگ هست. ع مهر