مجله هفتگی روحانی مسیحیان ایران - مجله روحانی مسیحی ایران این مجله مخصوص مسیحیان می باشد ولی اگر شما مایل باشید از آن استفاده کنید خوشحال خواهیم شد آرزویمان اینست که بتوانیم مشارکت خوبی با شما داشته باشیم ممکن است سئولات و نظراتی داشته باشید ما آمادة پاسخ به سئوالات و نظرات احتمالی شما هستیم منتظر نامه و ایمیل های شما هستیم . نشریة باران گاهنامة مسیحیان ایرانی مقیم فرانسه می با شد مجله هفتگی مسیحیان ایران برای رشد و شکوفائی ایمان واندیشه مسیحی منتشر میشود این مجله بدور از مسائل سیاسی می باشد و حوزه وقلمرو ان فقط روحانی می باشد شما میتوانید درصورت نیاز بامن تماس بگیرید france-777@hotmail.fr
ارشیو مقالات مجله هفتگی مسیحیان ایران www.ci.pip.ir
1386/8/22 04:43


مجله هفتگی مسیحیان

ارشیو مقالات مجله هفتگی مسیحیان ایران www.ci.pip.ir
1386/8/19 04:52

توبه حقیقی
1386/5/17 10:47

و لکن الآن خداوند می گوید :با تمامی دل و با روزه و گریه و ماتم بسوی من بازگشت نمایید و دل خود ا چاک کنید نه رخت خویش را ، و به یهوه خدای خو د بازگشت نمایید زیرا که رئوف و مهربان است .    یوئیل باب دوم آیات دوازده تا چهارده     
توبه حقیقی علی مهر
   منقلب شدن و متاثر شدن از حوادث و تجربه های مختلف واکنش های متفاوتی را در زندگی روحانی ایجاد می کند ، این تجربیات گاهی به یک برکت پر بار منتهی می شود و گاهی هم با یک شکست روحانی همراه است . باید دانست شکست ها و افت و خیز های روحانی جهت گیری ما را در نزدیک شدن و دور شدن به خداوند تغییر می دهند ولی واقعیت مهمتر اینست که در میان چنین وضعیت اسف انگیز روحانی چگونه به خداوند نزدیک می شویم .  اساساً واکنش ما برای توبه به حضور خداوند چگونه است ؟ و به عبارت ساده تر با چه حالتی به سوی او بازگشت می کنیم ؟ نمودار و منحنی زندگی ایمانی نشان داد ه است که رشد و پویایی زندگی با مسیح در ارتباط با بازگشت و توبة صادقانه ای است که نه تنها در ابتدای ایمان بلکه در همة دوره های زندگی ایمانی وجود دارد . بدون شک بازگشت و توبة صمیمی با خداوند تنها راه یگانگی با مسیح است و این حقیقتی است اجتناب نا پذیر ولی متاسفانه در بسیاری از مواقع در بازگشت به سوی خداوند با توبه ای سطحی و شکلی عمل نموده ایم بجای پاره کردن قلب خود و گشودن آن ،جامه های خود را شکاف داده ایم و توبه و ندامت ما به حضور خداوند در سطحی بود که فقط به پاره شدن لباسهای جسمی ما منتهی شد و به عبارت ساده تر ، به یک توبه و بازگشت کم عمق و گذرا اکتفا نموده ایم . در کلام جاودانی خداوند در متی باب بیست و شش آیات 57 به بعد و بویژه در آیة 65 می بینیم که عیسی را نزد قیافا رئیس کهنه آوردند و او سئولاتی برای عیسی طراحی نمود ولی در نهایت برابر این جواب عمیق : بعد از این پسر انسان را خواهید دید که بر دست قوت نشسته ، بر ابر های آسمان می آید : در مقابل این جواب، قیافا جامة خود را چاک زده و گفت کفر می گوید . قیافا یک کاهن بود و حقوق کهانت بر او حکم می کرد که نباید لباس را پاره کند ولی او این عمل را در مقابل سایر کاهنان و مردم انجام داد . براستی آیا واقعیت این بود که قیافا درد دینداری داشت ؟ و خشم او یک خشم روحانی بود ؟.ددون شک قیافا بارها یوئیل باب دوم را خوانده بود و او عیسی را می شناخت . دریغا اگر قیافا می پذیرفت آنچه را که می دانست و بکار می بست آنچه را در کتب خوانده بود قطعا به جای دریدن جامه های خود قلب خودرا  چاک می زد ودر برابر خداوند با گریه وماتم بازگشت می نمود، همانطور که یوئیل ·                    خبر داده بود  ماایماندار هستیم وتوبه وبازگشت به سوی خداوند از حقوقی است که مسیح بما بخشیده ·                    است که در تجربیات دردناک وگناه آلود به سوی او بازگشت نماییم . بنابراین نوع وچگونگی بازگشت ما تعیین کننده این واقیعت هست که چقدر از گناه تنفر داریم. ما مسئول خشم وگناهان خود هستیم زندگی ایمانی یک تجربة گسترده است یک رفتار و یک نمره اندیشیدن و یک گفتگو نیست و شروع این زندگی ایمانی با یک توبة حقیقی آغاز می گردد و این فرایند همچنان ادامه دارد. در تصویر دیگر در یوحنا باب 19 آیات هجده به بعد ، مسیح را بروی صلیب می بینیم : پس لشکریان چون عیسی را صلیب کردند جامه های او را برداشته چهار قسمت کردند هر سپاهی را یک قسمت و پیراهن را نیز و اما پیراهن درز نداشت بلکه تماماً از بالا بافته شده بود پس به یکدیگر گفتند این را پاره نکنیم بلکه بر آن قرعه بیندازیم تا از آن که شود : بدینسان پیراهن او پاره نگردید . او گناه را نشناخت او که همة کاهنات بخاطر وجود او آفریده شده بود . قلب خود را برای نجات بشریت درید . نگاه سمبولیک به اندیشه های ناب کتاب مقدس ما را به اعماق روح خدا وند نزدیک می کند معنی این سمبولها این نیست که قلب خود را بطور فیزیکی زخمی کنیم بلکه پایه های واقعی ایمان ما بر این حقیقت استوار می شود که با تمام وجود بسوی او باز گشت نماییم و همانطور که یوئیل ندا می دهد : و لکن الان خداوند می گوید با تمامی دل و روزه و گریه و ماتم بسوی من بازگشت نمایید و دل خود را چاک کنید نه رخت خویش را ، و به یهوه خدای خود بازگشت نمائید زیرا که رئوف و مهربان است :         


سوژه روحانی روز
1386/5/16 06:41

قسمتی کوتاه از یک کتاب  زیبا


 سوژه روحانی روز

در یکی از روزهای سال 1513 ( میکل آنژ ) نقاش و مجسمه ساز ، آرشتکت و شاعر بزرگ ایتالیا در قرن پانزدهم ، قطعة بزرگی از سنگ مرمر را به شهر رُم آورد ؛ در مقابل کنجکاوی آرشتکت ؛ پاپ جولیوس دوم و سایر مردم ؛ میکل آنژ دستی بر سنگ کشید و گفت { این موسی است که از کوه سینا پائین آمد و خشم خداوند در چشمان او دیده می شود } به او گفتند : این قطعه سنگی بیش نیست ؛ میکل آنژ در پاسخ گفت { موسی زنده در این سنگ خوابیده است ؛ خداوند او را در میان آن قرار داده است فقط باید خاک و سنگ های اضافی را کنار زد تا او آزاد شود و بیرون بیاید } . آنگاه با ابزار مجسمه سازی خود شروع به تراشیدنِ سنگ کرد ؛ تراشید و تراشید ؛ سه سالِ بعد در پایان 1516 ، مجسمة زیبای موسی از درون آن بیرون آمد که جزء شاهکار های هنری می باشد . اکنون این مجسمه به ارتفاع یکصد اینچ بر روی مقبرة پاپ جولیوس دوم در کلیسای حضرت پطرس در زنجیر ها در شهر رُم قرار دارد . هنگامی که توریست در مقابل آن می ایستد و به آن خیره می شود ؛ چنان محو زیبایی و شکوه آن می شود که به هیچ وجه نمی خواهد آن را ترک کند و از آن دور شود . به نظر من هیچ عکس و یا فیلمی قادر نیست زیبایی و ابهت آن را آنطوری که هست توصیف نماید . یکی از مفسرین هنری می گوید : سنگ مرمر سختی خود را در دستهای میکل آنژ از دست می دهد و نرم می شود ؛ در دستهای هنرمند و پر قدرت خداوند ، ما همانند آن سنگ مرمر می باشیم که به تدریج سختی خود را از دست می دهیم و نرم می شویم.خداوند می خواهد از درون این سنگ از ما شخصیتی به مراتب زیباتر ؛ باشکوه تر از موسی بسازد ما را به شباهت پسرش عیسی مسیح در آورد . کلام خداوند می فرماید { زیرا آنانی که از قبل شناخت ، ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند. رومیان 29 : 8 } ولی در این رَوَند باید ما را بتراشد و خاک و شن و سنگ های اضافی را از ما دور کند . خداوند برای این کار ابزار مخصوص خود دارد و سختیها و مشکلات جزئی از آن ابزار می باشند اگر آن سنگ مرمر احساس و زبان داشت با هر ضربة چکشِ میکل آنژ یک آه بلند می کشید . ما آن احساس و زبان را داریم بنابراین آه های بلند می کشیم ؛ آه کشیدن و فریاد های ناشی از درد اشکالی ندارد ؛ خداوند از این بابت دلگیر نمی شود احساس و زبان را او خود به ما بخشیده است ولی می خواهد که ما بر این حقیقت واقف باشیم که در دستهای هنرمند او قرار گرفته ایم اگر او در کار خود مهارت دارد می داند که با ما چکار دارد می کند . کلام خداوند می فرماید { .... او عمل نیکو را در شما شروع کرد ، آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید . فلیپیان 6 :1 } ما کار نیکوی خداوند را عیسی مسیح بر روی صلیب و نجاتی را که توسط او برایمان فراهم نموده است در بخشش حیات جاودانی می بینیم ؛ ولی این کار ِ نیکو به همین جا ختم نمی شود ، کار نجات فقط یک آغاز می باشد پس از آن خداوند روی روان و شخصیت ما کار می کند و این عمل نیکو را آنقدر ادامه خواهد داد تا روزی که ما را به شباهت عیسی مسیح در آورد . آری نتیجة کار خداوند در ما یک شاهکار زیبا و جاودانی خواهد شد اگر چه در این روند درد ، رنج ، سختی ، بیماری و طوفان های متعدد و گوناگون وجود داشته باشد ولی راه های خداوند عجیب می باشد و ما غالباً از بسیاری از کارهای او سر در نمی آوریم و پاسخ بسیاری از سئولات خود را دریافت نمی کنیم در نتیجه گاهی از او دلگیر و حتی نا امید می شویم ولی باید در ایمان به او اعتماد کنیم .ما لحظه های موجود را می بینیم ولی خداوند آیندة ما را می بیند در این روند هنری خداوند ؛ ما سنگ مرمر را می بینیم ولی خداوند شاهکار تمام شده را می بیند ؛ ما چند تکة رنگ را می بینیم ولی خداوند تابلو و نقاشی تمام شده را می بیند ؛ ما قطعات کوچک یک پازول را ولی خداوند تصویر ساخته شدة آن را می بیند ؛ ما توده ای آجر و چوب و آهن را ولی خداوند عمارت زیبا و مجلل را می بیند ؛ ما نت های پراکندة چند آکورد شکستة موسیقی می شنویم که برایمان نا مفهوم می باشند ولی خداوند سنفونی با شکوهی را که با هارمونی های زیبا تنظیم شده و در نهایت استادی نواخته شده است می شنود . به همین دلیل ما اتفاقات و لحظات ناگوار زمان حال را دوست نداریم و کلمه می بینیم در حالیکه خداوند نتیجة تمام شده را می بیند و لذت می برد . مهم اینست که ما در اعتماد به او باقی بمانیم چون روزی خواهد رسید که ما نیز در آینده شاهکار خدا را هم در خود و هم در دیگران خواهیم دیده لذت خواهیم برد .  


| نظرات [0]

فرزند خواندگی
1386/5/16 10:30

فرزند خواندگی ع  م 

 یک روز در کلاس درس فیلمی نمایش داده می شود ، هر یک از دانش آموزان  در مورد آن به نحوی اظهار نظر می کردند ، یکی ار دانش آموزان دختر گفت : این دختر که در فیلم است فرزند خوانده است چون که موهایش شبیه مو های پدر و مادرش نمی باشد . به او گفتند تو از کجا میدانی ؟ دختر پاسخ داد : برای اینکه من فرزند خوانده هستم . یکی از بچه ها پرسید فرزند خواندگی  یعنی چه ؟ او گفت : فرزند خواندگی یعنی اینکه بچه نه در شکم مادر بلکه در قلب او رشد می کند .در کلام خدا انجیل یوحنا باب اول آیات دوازده تا چهارده می خوانیم : اما به همه کسانی که او را پذیرفتند این حق را داد که فرزندان خدا یعنی به هر کسی که به نام او ایمان آورد . آنانی که نه با تولد بشری ، و نه از خواهش تن و نه از خواسته یک مرد ، بلکه از خدا متولد شدند . فرزند خواند گی یکی از جنبه های کار رهایی بخش مسیح است که فقط می توان آن را در پرتو تعلیم فیض درک کرد . من نمی خواهم در گسترة این  آموز ه، وارد شوم که پولس بیشترین تاکید را در انجیل بروی این تعلیم داشت و بیشترین آیات هم در رسالات پولس منعکس شده است . واژه یونانی که در کتاب مقدس فارسی پسر خواندگی ترجمه شده است ، در رومیان 4/9 یکبار به قوم اسرائیل اطلاق شده ، یکبار هم به معنی وسیع کلمه هنگام ظهور مسیح « رومیان 8/33 » سه بار به عنوان یک واقیعیت موجود در زندگی مسیحیان « رومیان 16ـ15 /8 » غلاطیان « 4:5 » افسسیان « 1 :5 »به کار رفته است .در مورد این موضوع که ریشه لغت فرزند خواندگی را پولس بکار میبرد یهودی ، یونانی ، رومی و یا چیز دیگری بود که تا بحال بحث زیادی بعمل آمده است ، نمی خواهیم زیاد وارد این مقولات شویم هر چند که کنکاش و بررسی  آن رادر مسئولیت ایمانداران نیز میدانیم . ولی آنچه را که برای ما مهم است ،اینست بدانیم در رابطه با مسیح هویت ما چیست ؟ ما خود را چگونه معرفی می کنیم ، آیا ریشه خود را در مذهب می بینیم که از نسلی به نسل دیگر و یا از مذهب قبلی خود بریده به مذهب دیگری پیوند خورده ایم ؟. تجربه نشان داده است که ریشه بسیاری از سرگردانی ها و به بن بست رسیدن ما در مشکلات ، ندانستن این واقعیت است که نمی دانیم در مسیح ، ما کیستیم جایگاه حقوقی خود را در مسیح نمیشناسیم و این شناخت قطعا در تجربه های سخت کمک زیادی به ما خواهد کرد . در دوم قرنتیان باب 6 آیه هیجده می خوانیم : من شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود . آیا پدر یا مادر و یا وابستگان خود را از دست داده اید ؟ آیا تنها هستید ؟ آیا خود را فاقد ریشه یا هویت می دانید ؟ به این صدا اطمینان کنید که می گوید : چرا که شما روح بندگی را نیافته اید تا باز ترسان شوید بلکه روح پسر خواندگی را یافته اید که بواسطه آن ندا در می دهیم ابا یعنی پدر . رومیان « 8:5 »  
پیغامی ساده با ایمان ساده
1386/5/15 10:55

  پیغامی ساده با ایمان ساده                                      ع م   
 اوائل انقلاب در تهران پیرمردی مسیحی درخیا بان به فروش پوستر مشغول بود.دربساط او پوستر های مختلفی به چشم میخورد.شخصی ازاو تقاضا کرد: پدر جان قیمت این پوستر ،حضرت مسیح چقدرهست؟ پیرمرد با لبخندی ارام  جواب داد پنچ تومان.مشتری به پوستر های دیگر نگاهی کردو گفت: پدر جان قیمت این پوستر حاج اقا.....چنده؟ پیرمرد مسیحی با احترام گفت : یک تومان .مشتری باعصبانیت فریاد زد : ای مردتیکه ضد انقلاب توپوستر عیسی مسیح را پنج تومان می فروشی ولی پوستر حاج اقا رو  یک تومان قیمت گذاشتی؟پیرمرد با مهر بانی پاسخ داد من حاج اقا را خیلی دوست دارم ولی اگر همین حاج اقا بروی صلیب میرفت ویعداز سه روز زنده میشد من پوستر ایشان را صد نومان می فروختم 
?
ارشیو مقالات مجله هفتگی مسیحیان ایران www.ci.pip.ir
1386/8/19 04:48

تلاش هدفمند
1386/5/14 10:18


تلاش هدفمند          از علی مهر
چند قورباغه از جنگلی عبور میکردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل چاهی عمیق می ا فتند ..بقیه قورباقه ها در کنار گودال جمع شدند آنها وقتی دیدند گودال چقدر عمیق است به آن دوگفتند : چاره ای نیست شما به زودی میمیرید ..
دو قورباغه این حرف ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون آیند ..اما دائما قورباغه ها به آنهامیگفتند دست از تلاش بردارید..چون نمیتوانید خارج شوید ...به زودی خواهید مرد..بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم شد و به داخل اعماق گودال افتاد و مرد..اما قورباغه دیگر حداکثر توانش را برای بیرون آمدن به کار گرفت ..بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که دست از تلاش بردار اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالاخره خارج شد ...وقتی بیرون آمد بقیه از او پرسیدند مگر صدای ما را نمیشنیدی
معلوم شد که قورباغه ناشنواست ..او در تمام مدت فکر میکرده که دیگران وی را تشویق میکنند.
شاید مدتها هست که برای چیز خاصی دعا میکنید ولی هنوز احساس می کنید چیزی نیافته اید  شاید سالها ست که در جفا هستید  وسختی های فراوانی را  لمس میکنید از نظر ایمانی چه پاسخی برای آنها دارید فکر میکنید آیایک زندگی راحت رو به رشد نوعی حداقل پاداش  تضمیمین شده برای ایمان مسیحی هست آنچه که مسلم است روباهان را آشیانها وپرندگانرا لانه ولی پسر انسان را جای سر نهادن نیست  مبازره مسیحی وجنگ نیکو ی ایمان  اصلیست که نمتوان آنرا نادیده گرفت    ما در دنیایی  زندگی می کنیم  که همه چیز   بر علیه ایمان ماست  مسیح در باب هفده انجیل یوحنا می فرماید من کلام  تورا به ایشان دادم  وجهان  ایشان را دشمن داشت زیرا از جهان نیستند چنانکه  من ار جهان   نمی باشم امروز بیشمار  ایماندار مسیحی بجرم ایمان وبجرم دوست داشتن واعلام بشارت خدا در  در سراسر جهان در زندان بسر می برند فقر وگرسنگی وبیکاری هزاران خانواده مسیحی را تهدید میکند    ما در دردنیایی زندگی میکنیم  که دیگر زیبایی برای زیبائی نیست اینجا   تنها  زشتی برای زیبایی  وزیبایی برای زشتی هست وآنچه ضد ارزش هست  ارزش تلقی میگردد. وچه ارزشی بالاتر ازاین که عیسی مسیح بدنیا آمد تا دردمندان را نجات بخشد بیان این واقعیات نشان از الهیات نهیلیسیم یا پوچی نیست بلکه ما را بسوی یک زندگی هدفمند مسیحی سوق میدهد  ودر روند این زندگی هدفمند گوش خود را نسبت به صدا های شیطان بسته ایم  وبمانند پولس در فیلپیان باب سوم ، درپی مقصد میکوشم بجهت انعام  بلند دعوت  خداکه در عیسی مسیح است ودررومیان باب هشت ، زیرا  یقین میدانم که دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر خواهد شد هیچ هست.   
شما نور و نمک حهان هستید ع=مهر
1386/5/14 09:27

 شما نور و نمک حهان هستید        ع=مهر   

دربا ره ايمان و ايمان به خدا مطالب زيادی نوشته وگفته شده و تعاريف مختلفی برای ان عنوان شده که جامع وموثر ميباشند وهر کدام انهابرای تقويت وبنای ايمان وزندگی مسيحی لازم وضروری  هستندچگونه  مي شود  به خدا ايمان اورد وواعمال عجيب اورا باور نمود ولی درباره عملکرد و وعده های خدا را در مورد خود شک نمود ؟ کلام خدا درانجيل متی باب پنجم از قول مسيح شما را نمک جهان ونور عالم ميداند ايا حقيقتا باور نموده ايد  که شما باعث دلگرمی حتی شيربنی وروشنائی اين جهان هستيد شايد اين ايه را درزمانی که همه به شما گوش ميکنند ويا از شما تعريف ميکنند شيرين ودلگرم کننده هست ولی در زمانی که همه چيز برعليه شما است درشما هيج وجدی ايجاد نميکند فهميدن  ايمان به خدا اينست  که کليه وعده های خدارا در مورد خود درک کنيم وبدانيم که همه انها درباره ما وبرای ما است به شکست هاوصعف های  خود نگاه نکنيد چون ايمان ما به مسيح باعث وجود نمک ونور در ما مي شود اگر احساس مي کنيم که قوت وروشنائی خود را از دست داده ايم مي توانم دروباره شروع کنيم وبا ايمانی تازه ودرنتيجه نور وطعم تازه  ای دريافت خواهيم کرد  خداوندا می دانيم که مسئوليت ما دراين دنيا اينست که جا تورا پر کنيم بنابراين احتياج ما اينست که واقعا بفهميم که ما  نمک ونور جهان هستيم
سه صلیب
1386/5/13 10:46

  پرسش روزاز  ع=م                                             
 
درجلجتاسه صلیب می بینییم عیسی مسیح در مرکز  ان مصلوب شده ولی دردوطرف او دوصلیب قرادارد وبر روی صلیب ها دومرد قرار گرفتند انها مطابق قانون بخاطر اعمال زشتشان محکوم به مرگ شده بودند کسی در مورد محکوم شدن و مجازات انها شکی نداشت یکی از انها به عیسی توهین می کرد واورا مسخره می کردولی در سمت دیگر مرد دیگری قرادارد اوفهمید که مجازات او با مسیح تفاوت دارد وتوبه کرد واعتراف نمودکه تنها عیسی میتواند برای او کاری انجام دهدواز اوتقاضا نمود که اورا در ملکوت به یاد اورد و اماسئوال امروز ما ،این دونفر بعد از ان واقعه به کجا رفنتد؟ وسئوال دوم،  شما در کدام طرف صلیب قرادارید؟ جوابی که جایزه ای برای ان درنظرگرفته نشد ولی قطعا با سرنوشت شما ارتباط دارد
محبت چیست از ع مهر
1386/8/19 04:47


  محبت چیست از ع مهر
 از معلم شیمی پرسیدم : استاد محبت چیست؟ اندکی فکر کرد گفت نوعی ماده ی حلال هست که همه را در خود حل میکند.از معلم زبان پرسیدم : شما میداتید معنی محبت کدام هست اوپاسخ داد درانگیسی به ان لاو می گویند ودر فرانسه  اموق ودر یونانی اگاپه.میتوانی از دیکسیونر  کمک بگیری.بدنبال استاد ادبیات رفتم  .استاد وافعا شما می دانید ریشه محبت ازکجا می آید؟ او با احساس پاسخ داد :از لیلی ومجنون از فز هاد وشیرین وشایدهم از شمس و مولانا.از استاد دینی پرسیدم ، استاد میدانم که شما بهتر همه از همه با واژه محبت آشنا هستید  محبت برای شما چیست؟اوجواب داد: پسرم  شناخت حلال وحرام خدا.با نومیدی به سوی استاد تاریخ رفتم ازاو هم پرسیدم  جواب او این چنین بود:   محبت ظهور حکومت های  مردمی وفقدان ان سلسله سقوط  قلب انسان هست.از پاسخ او چیزی نفهمیدم  این را با استاد هندسه درمیان گذاشتم پاسخ اومرا گیج تر کرد:محبت  نقطه ای هست که به حول نقطه قلب می چرخد.شما چیزی از ان فهمیدید؟  وبالاخره بسوی معلم جبر رفتم از استاد جبر پرسیدم مجبت چیست؟اوگفت : محبت مسئله ی هست  که ان را با اتحاد حل میکنن.روز ها میگذشت در میان کتابها  در دورن قلب انسان ها در جستجوی این  بودم که معنی محبت چیست؟وسرانجام یک روز  ان را در دورن کتابی یافتم که نوشته بود  مجتت خدا هست.وبه عبارت دیگر خدا محبت هست محل ان را دران کتاب به تو نمیگویم خودت پیداکن  ولی  نام آن کتاب را برایت مینویسم : آن کتاب انجیل  یعنی کلام زنده خدا هست میخواهی با این خدای مجبت اشنا شوی؟

چطور نگاه میکنی؟۲مترسک۳پوست کلفت۴ اغار روز ۵خنده
1386/8/10 06:17

چطور نگاه مي کني؟ ع مهر                                              
 کار خداوند درميان ايرانيان بارشد بي سابقه ای ادامه دارد .هر روز تعداد زِيادی شهادت را در کلِيسا ها ورسانه های مسيحی مي بينيم که خودرا مسيحی می نامند. اين امر قطعا برايمان،  بسيار خوشحال کننده و باعث مسرت است زيرا نجات خداوند در ميان اين قوم روزبروز خود رابيشتر نشان مي دهد.ولي ازطرفی  قابل تعمق هم است که درصد بسياری از اين شهادتها بعداز مدتی ان طراوت اوِلِيه را از دست داده وبه عبارت ساده تر، از ايمان نخست خود عدول کرده به زندگی اول شان برمی گردند . بررسی اين موضوع نياز به تجريه وتحليل روحانی فراوانی دارد که در فرصتهای  ايجاد شده به ان خواهيم پرداخت. چرا درکليساها ودر زندگی اِيمانی شاهد ريزش اين همه ايماندار هستِيم؟ شاهد با درست کردن توجيهاتی مانند درگناه افتاد يالغزش خورد، بتوانم وجدان جسمانی خود را  ارام کنيم ولی براِی وجدان روحانی خود يعنی روح القدس چه جوابی داريم؟اولين نکته ای که بسيار بااهميت است شتاخت واقعی زندگی مسِيحی در پرتو کلام خدا هست عدم شناخت دقيق ومبهم مطرح کردن کلام خدا ، به اين توهم دامن می زندودادن وعده های زيبا وقشنگ وغير واقعی بعنوان بشارت سبب می شود که کلام جاوداني خداوند در ست تبين نگردد.مسيحيت راحت همراه با رفاء تضمينی  واموزه نجات ابدی وگارانتی صد در صد سوژ ه اصلی اِين نوع بشارتها می باشد که کلام خدارابه مانند کالای تجاری معرفی مِی کنند.آيا واقعا زندگی ايماني وقدوسيت مسيحي کار ساده ای هست؟دانستن حقايق کلام زنده خدا حق هر نواِيمان ميباشد چرا  که نوشته شده حق را بشناسيد حق شما را ازاد خواهد کرد. مسيحی شدن با داشتن روِيا های زيبا ، حتي مواجه، عيب نيست مهم اين است که اِين درخواستها با اراده خداوند هماهنگ باشد روزی از راهبی پرسيدند  اگر در پايان عمر تان ناگهان متوجه شويد که اصلا خدای در کار نبوده  وهمه انچه را اِيمان داشتی دروغ بوده دران صورت چه کار مي کنی ؟ راهب جواب داد ان زمان هم من ضرر نکرده ام رِيرا ِيک عمر با محبت ونيکوئي زندگي کرده ام که بهتر از زندگي با شرارت وگناه است واززندگی خود به طور شايسته استفاده نموده ام اِين کافی نِيست؟  اين جواب را چگونه ارزيابی می کنيد؟ بدون شک انرا پاسخ با شکوهی مي بينيد. وبه عبارت دِيگر اين زندگي برای من خوب وشرافتمندانه بود بنابراين هيچ غمی ندارم ولی پولس پاسخ ديگری در اول فرنتيان باب پانزده ايه نوزده به اين سئوال ميدهد.اگر فقط در اين جهان به مسيح اميدواريم، از جميع مردم بدبخت ترِِيم پولس نمي گويد اگر مسيح از مردگان قيام نکرده بود واگر مسيح وجود نداشت باز زندگی شرافتمندانه وبا محبت زندگی خوبی بود نه چنين نيست وپولس می گوِيد  اگر زمانی درِيابِيم که اميدمان به مسيح عبث بوده از همه مردم دنيا بيجاره تر ميباشيم چراکه اِين بيچارگي را در زندگی انانی که از او دور شده اند بخوبی می بِينيم فلسفه وجودی زندگي ما آِينست که مسيح زنده است و وجود او تنها دليل زندگی کردن است چقدر می تواِنيم اين باور را احِياء کنيم که برای زِياد شدن کلِيسا وفرقه خود بشارت نمی دهيم بلکه مي خواهيم جهانی رابسازم که  فقط دران مسيح باشد  
مترسک
1386/6/24 05:10

مترسک                                                                    

 چون تخم می پاشید، قدری در راه افتاد ومرغان امده ان را خوردند. متی باب سیزده ایه چهار                
واقعا باعث شادی است که ازبسیاری از ایمانداران کلام خدا را می شنوند  وان را با سختی حتی جفا نگه می دارند.وارطرفی  چقدر دردناک است برای عده ای که بخود اجازه میدهند که مر غان هوا یعنی ابلیس امده این بذزهای نیکو را از انها برباید وبخورند.درعهد عتتیق در پیدایش باب چهل ایات 16و17 داستانی از یوسف می خوانیم.که رئیس نانوایان فرعون با یوسف در یک سلول از زندان بسر می برد این شخص در زندان خوابی می بیند وان را برای یوسف نقل میکند وبرای تعبیر خواب از یوسف درخواست کمک میکند. خواب اوچنین است خواب دیدم که سه سبد پراز نان بر روی سر دارم در سبد بالائی چندین نوع نان برای فرعون گذاشته بودم واما مرغان امده انها را خوردند. یوسف به او گفت تعبیر خواب تو این است که سه روز دیگر سرت از تنت جدا میشود.یوسف چگونه به این تعبیر رسید؟از کجا فهمید که باید او اعدام شود ریچارد وومبراند می گوید روزی نقاشی  ، مردی را که سبدی نان بر سر داشت نفاشی کرد پرندگان به سوی نانی که نقاشی شده بود حمله ور شدند تا ان را بخورند زیرا فکر میکردند که انها ، نان واقعی هستند در حالی که فقط یک نقاشی بودند. کسی میگفت چه نقاش خوبی.چفدر نانها را طبیعی کشیده  بود . ولی او نفاش خوبی نبود زیرا ان مرد  رابه اندازه کافی طبیعی نقاشی نکرده یود تا باعث وحشت مر غان شود دراین صورت مرغان هرگز به تابلو نزدبک نمی شدند.شیطان هیچگاه نمی تواند تخم های کلام خدا رااز مسیحی برباید.واگر رباید بدانیدکه مترسک را دیده نه ایماندار را.شیطان از ایمان زنده هراس دارد ولی هیچگاه از متر سک نمی ترسد شاید در مزرعه ها برای ترساندن پرندگان مترسک میگذارنند.ولی باید صاحب مزرعه  خود،مسئول  مزرعه اش باشد نه مترسک .چه فکر میکنید ایا میتوانبم گنج ایمان خودرا برای مواظبت، به متر سکها بسپاریم؟?مهر  | 0 نظر
1386/6/19 05:28

پوست کلفت             ع  مهر                           

انکه در زمین نیکو کاشته شده ،ان است که کلام را شنید، ان را می فهمد وبار ور شده،بعضی صد وبعضی شصت وبعضی سی ثمر می اورد انجیل متی باب سیزده ایه23

پائولو کوئلیو نویسنده معروف برزیلی در یکی از کتابها ی خود نوشته ای دارد که   تا حدودی افسانه است ولی میتوان ازان یک نتیجه ی  زیبا  گرفت .مردی بودکه زندگی اش  را با ایمان به  عیسی مسیح ومحبت به دیگران پشت سر گداشته بود وفتی مرد همه اطمینان داشتند که او حتما به بهشت میرود.یعد ازاینکه فوت کرد  ، پیرمردبه دم در بهشت می رسد وفرشته ای که باید اورا راه میداد، نگاهی سریعی به لیست انداخت وقتی نام اورا نیافت اورا به جهنم فرستاد پیرمرد میدانست که فرشته اشتباه کرده است ولی او که از همه چیز راضی بود، اعتراضی نکرد ووارد جهنم شدوانجا ماندچند روز بعد شیطان با خشم وداد وبیداد جلوی در بهشت یقه پطرس راگرفت وگفت این کار شما تروریسیم خالص است پطرس نمی دانست ماجرا از جه قرار است پرسید چه شده؟ شیطان باخشم گفت این پیرمرد ی را که به جهنم فرستاد ه اید امده ،کار وزندگی ما را در حنهم به هم زده از وفتی که رسیده ونشسته به حر فهای دیگران گوش میدهد به همه محبت میکند وهمیشه میخواهد بجای دبگران عذاب بکشد وازهمه بدتر از عبسی مسیح صحبت میکند حالا اینجا همه باهم مهر بان شدند به همدیگر کمک میکنند افا جان جهنم جای این حرفها نیست این اشتباهی وارد دوزخ شده یا شاید عنصر نفوذی شما باشد باید هر چه زودتر اورا پس بگیرید.شاید امروز درمکانی که به سر می برید هیچ جیز ان مطلوب نباشدولی ایا باید منفعل بود وشهادت ایمان خود را پس گرفت؟ هیچ چیز  نمی تواند مانع ازاین شود که که ما را از محبت عیسی  جد ا کند حتی اگر فرشته اشتباهی ما را به جهنم بفرستد بازهم در انجا شهادت خواهبم داد که خون او ما رااز هرگناهی ازاد میکند.پس به اینها چه گوِیم؟هرگاه خدا با ماست کیست برضدما؟ اوکه پسر راخودرا دریغ نداشت ،بلکه اورا در راه جمیع ما تسلیم نمود چگونه با وی همه جیز را بما نخواهد بخشید ؟کیست  که ما را از محبت مسیح جداکند ؟ممکن است براثراشتباه یا تجربیات زندگی همه ارزشهای خودرااز دست داده ووارد حهنم شده اید ولی هیچ کس نمی تواند  شهادتان را در عیسی  مسیح از شما پس بگیرد چرا که شما درهر شرایطی، به عیسی خداوند تعلق دارید.پس با چنان ابمانی زندگی کن که حتی اگر بر حسب تصادف به جهنم افتادی خود شیطان ترا به بهشت بازگرداند  .چرا که درایمان وشهادت به خداوندمان عیسی مسیح ، پوست کلفتی را بر خود کشیده ایم


  در نهایت جستجو ع مهر                                            
دوم پطروس باب سه آیه هشت...که بک روز نزد خدا هزار سال است وهزار سال چون یک روز...
 اگر دعا کنیم ایمان خواهیم داشت ، اگر ایمان داشته باشیم محبت  خواهیم داشت واگر محبت کنیم خدمت خواهیم نمود                                                                                لابد شنیده اید که شخصی دعا میکرد و در دعا اینطور تفاضا می نمود : خداوندا  یک روز برایت  هزار سا ل ،وهزار سال نزد تو یک روز.پس صد میلیون تومان هم برایت  صد تومان می باشد  بنابراین لطف کن صد میلیون تومان به من برسان.بعداز چند لحظه جواب امد لطفا اگر می توانی پنج دقیقه صبر کن.پنج دقیقه  برای خدا چه مقدار زمانی است. همچنین شنید ه اید که باید در دعا تفاضا نمود وبه عبارت ساده تر طلبید.اما تاکید بر این است چه چیزی را  در دعا طلب نمائیم ؟ایا  میتوان هر مشکل وسوژ ه ای را برای یافتن جواب ،وارد دعا نمود واز خداوند انتظار جواب مثبت داشت؟ این به ان معنی است که خداوند را درتمام اعمال نیکو وزشت خودشریک نموده ایم مثالها فراوان هستند.فرض کنید باکسی مشکل حقوفی دارید برای پیروزی بران شخص ووکیلش در دادگاه مرتب دعا میکنید.دراین وضعیت واقعا خداوند میتواند باشما همکاری کند ویا خودمانی تر میتواند فقط هوا دار شما باشد.ایا خداوند  میتواندعدالت خود را نفی کند ودر سوژه دعا با ما متجد باشد؟باید اعتراف کرد بسیاری از سوژه های دعا وخواسته های ما مخالف محبت خدا است.گاهی ما حتی نیاز یهای خود را نمی فهمیم. واصلا نمیدانیم به چه جیزی نیاز داریم وارزش نیاز های خود را نمیدانیم. داستانی هست راحع به یک مرد که هدیه زیبائی از شخصی گرفته بود این هدیه بسیار نفیس وگرانقیمت خودرا رادربازار به صد تومان به یک باززگان فروخت.دوستانش به او اعتراض نمودند که چرا این هدیه گرانبها را به صد تومان فروخته است او با تعجب چواب داد مگر از عدد صد بزرگتر هم وجود دارد؟ خيلي از ما نمي دانيم چه بخواهيم يا نمي دانيم چه چيزهايي موجود و در اختيارمان است چون هيچ وقت با آنها آن قدرآشنا نبوده ايم، يا آن قدر از خود دور افتاده ايم كه ديگر قادر نيستيم نيازها و خواستهاي واقعي خود را درك كنيم. بعضي از ما به قدري كرخ و بي حس شده ايم كه از آرزوها و خواستهاي طبيعي خود بي خبريم. ديگر نمي دانيم چه مي خواهيم. بيشتر ما نمي دانيم چطور بخواهيم. هيچ وقت شگرد مؤثر درخواست كردن در دعارا نياموخته ايم   ما نمي دانيم كه واقعأ چه مقدار ما نیاز داریم وشناخت نباز های واقعی ما در دعا بسیار مهم .و حیاتی می باشد اگر بدرستی تشخیص دهیم که چه چیزی، نیاز روحانی وحیاتی ما است انگاه مطمئین خواهیم بود که ان را دعا خواهیم داشت مادر تزرااینطور دعا میکرد.اومی گوید اگر دعا کنیم ایمان خواهیم داشت ، اگر ایمان داشته باشیم محبت  خواهیم داشت واگر محبت کنیم خدمت خواهیم نمود
روز را باچه چیزی اغاز میکنید
1386/6/14 10:32

روز را با چه چیزی آغاز می کنید ؟ع مهر   

 روز را با چه چیزی آغاز می کنید ؟ شاید در ابتدای صبح با انبوه ای از برنامه ها و کارهای انجام نشده روبرو هستید و شاید ترس و نگرانی خاص برای ادامة روز دارید و از طرفی دیگر بخشی از مسئولیت و حوادث روز های گذشته ذهن شما را مشغول نموده است بهر حال بطور یقین با کمبود وقت روبرو هستید ولی سئوالی که می توان مطرح نمود این است که با این وضعیت می توا ن بقیة روز را ادامه داد و یک مسیحی پیروزمند باقی ماند ؟ بی شک جواب این سئوال منفی خواهد بود پس چه باید کرد ؟ اولین گام اینست که بگذارید کلام خدا به دولتمندی در شما ساکن شود کولسیان ( 16:3) و مسیح که آفتاب عدالت است بر شما طلوع کند ملاکی ( 2:4 ) و این میسر نخواهد بود جز اینکه رازگاهان خود را احیاء کنیم ، رازگاهان عبارت است از وقت خلوتی که روزانه در نظر می گیریم تا با خداوند تنها باشیم و بوسیلة دعا و مطالعة کلام او را بهتر بشناسیم ، رازگاهان وقت مشخصی ندارد ولی بهتر است در ابتدای صبح باشد . ای خدا تو خدای من هستی در سحر ترا خواهم طلبید ، جان من تشنة تو است و جسدم مشتاق تو ، در زمین خشک بی آب ، مزمور (63:1 ) کلام خدا به کرات این نکته را یادآوری می کند که مردان خدا همگی صبح زود برمی خواستند تا به ملاقات خدا رفته و فرمان هایش را لبیک بگویند ، پیدایش (27:19 ) ، خروج ( 16:8 و 13:9 و 4:24 ) ، یوشع (1:3 و12:6 ) در مورد عیسی، کلام خدا می گوید ( که بامدادان قبل از صبح برخاسته و بیرون رفت و به ویرانه ای رسید در آنجا به دعا مشغول شده ، مرقس 31:5 ) مسیحیان زندگی روزانة خود را با خداوند شروع می کنند و با پشتوانة این ارتباط بقیة روز را با او ادامه می دهند و در شامگاهان نیز باز ارتباط دیگری برقرار می شود که به مجموع آنها رازگاهان می گویند قطعاً نتیجة این امر به یک زندگی پیروزمندانة مسیحی منتهی می شود . باید اضافه کرد که فرمول خاص و مشخصی در این رابطه وجود ندارد می توان از تجربیات افراد مختلف در این رابطه استفاده کرد ، شما اگر در رابطه با رازگاهان تجربیات و برکات مخصوصی داشته اید می توانید در قسمت (پیام های دیگران ) منعکس نمائید خوشحال می شویم که در این دادو ستد روحانی همدیگر را بنا نمایم چرا که ما معتقدیم خداوند با همة ایمانداران صحبت می کند
 
حنده خنده خنده
1386/6/9 10:18

 

خنده خنده خنده   ع مهر

  واچمن ني خادم و نويسندة چيني کتابي دارد بنام «زندگي نرمال مسيحي »که به اکثر زبانهاي دنيا ترجمه شده ولي هنوز اين کتاب به زبان فارسی منتشر نشده است در اين کتاب زندگي نرمال و طبيعي يک ايماندار به مسيح را از زواياي روحاني و کلام خدا مورد بررسي قرار مي دهد؛که چگونه مي شود يک زندگي نرمال و طبيعي را در مسيح آغاز نمود و در اين روند ادامه داد.البته سوژة مورد نظر مطلبي نيست که در آن کتاب درج شده باشد ولي اساساَاين سوژه مي تواند در     زندگی ما نقش بسزايي ايفا نمايد، سؤال اينست : چه مدت است که واقعاٌ از ته دل نخند يد يد؟آ يا هميشه بر حسب تصاد ف و يا بر حسب برکتهايي که دريافت مي کنيد ، مي خند يد ؟شايد اکثر شما آيه شانزده باب ششم انجيل متي را از بر هستيد« امّا چون روزه داريد مانند رياکاران ترشرو مباشيد زيراکه صورت خويش را تغيير مي دهند . آيا نقل قول معروف پولس در فيليپيان ، شاد باشيد باز هم شاد باشيد را به ياد مي آوريد .گاهي ما فکر مي کنيم که زندگي با مسيح توام با قيافه اي جدي و بسته است . بياد يک عارف ژاپني بنام هوتي ميافتو از محبوبترين چهره عرفاني ژاپن است ، مشهور است که هوتي در طول زندگي عارفانه خويش حتي يک کلمه هم بزبان نياورد و از زماني که خود را شناخت شروع به خند يد ن کرد و هر گاه کسي از او مي پرسيد چرا مي خند ي ؟ او در جواب بيشتر مي خند يد . هوتي در حاليکه فقط ميخند يد دهکده  ها و شهر ها را يکي پس ديگر ي پشت سر مي گذاشت . مردم دور او جمع مي شد ند و او همچنان مي خند يد .... به تدريج خند ه او به ديگران هم سرايت و اشخاص حاضر يکي پس از ديگري به خند ه مي افتادند در نهايت همه مي خند يد ند ولي نمي دانستند چرا ؟ به خود مي گفتند مسخره است اين مرد خل و چل است اصلا" ما چرا مي خند يم ؟ به اين ترتيب هوتي همه دهکده ها و شهر را يکي پس از ديگري پشت سر مي گذاشت و به شهر ي که ميرسيد آنجا از سرشار از خنده و شادي مي ساخت . او مدت چهل و پنج سال تنها يک کار انجام مي داد و آ ن هم خند يد ن بود جالب است که در ژاپن از هيچ کس را به اندازة ، هوتي با عزت و احترام ياد نمي کنند ، در هر خانه اي مجسمه اي از هوتي وجود دارد و کار او خند يد ن و خنداند ن بود،  از عمق معنوي ريشه مي گرفت . شايد فکر ميکنيد که خند يد ن و خند ا ند ن به معني تمسخر و نيشخند به ديگران  است تصو ير  براين نيست که در مقابل عمليات يک دلقک، به خند ه وادار شويم بلکه غرض اينستکه در تمام لحظات در برابر اعمال عجيب خداوند، در زندگي خودت و ديگران شاد باشيم نميتوان شاد بود ولي بر روي صورت خنده و لبخند نمايان نشود .وقتي شما از زندگي ايماني خود يک تراژدي مي سازيد در واقع آن را مفتضح کرده ايد . در آن وضعيت حتي وقتي مي خنديد يد در واقع نمي خند يد بلکه تظاهر مي کنيد و حتي اين تظاهر را به زور نمايان مي سازيد . خند ة شما از قلبتان سر چشمه نمي گيرد ، از ته دل نيست اين خنده از هستة وجود شما به بيرون نمي تراود بلکه تنها رنگ و پر سشي است که نما ي بيروني را مي پوشاند و شما به دلايلي مي خند يد که هيچ ربطي به خنده نداردتنها دلیل شادی ما اینست که مسیحی هستیم شاید میلیونها مسیحی را غمگین میبینید ولی تعریف مسبحی این است که با مسیح زندگی میکند ایا شما که مسیحی هستید با مسیح زندگی میکنید؟ صدا خنده درونتان را شنیدم. چون با او زندگی میکنیم از فردا ترسی نداریم  پس خوشی کوچک امروز  یرای ما بسیار بزرگ هست.  ع مهر